376 + 640

بسم الله

سرباز روح الله رضوی، او آن کسی که فکر می کردم نیست. شاید باید این اصل مهم را بپذیرم که همه ی آدمها آن کسی که فکر می کنیم نیستند. گاهی در سطح و گاهی در عمق. سرباز روح الله رضوی، ایرانی نیست. نکته ای که اصلا تصورش را نمی کردم. سرباز روح الله نامش است. نکته ای که اصلا تصورش را نمی کردم. آخر، من خیلی چیزها را نمی دانم. خیلی کم می دانم. آنقدر کم، که اندازه اش می رسد به تَه. به پاهای مورچه. همان موجودی که زیاد صمیمی نیستم با او. سرباز روح الله رضوی، اهل کشمیر هندوستان است. و چه جالب. حالا می فهمم چرا همیشه در پایین نوشته هایش می نویسد، جهان_وطن. آری. او بهتر از من است. او جهان_وطن است. که اگر همه مان اینگونه بودیم، حال دنیا اینگونه نبود. خواندن نوشته هایش بسیار جذاب است. و پیگیر کارهای این فرد بودن، جذاب تر. جذاب و مفید. و البته مفید. دیشب وقتی یکی از نوشته هایش را خواندم و سوالی برایم ایجاد شد، به آی دی تلگرامش پیام دادم. پرسیدم. جواب داد. دوباره پرسیدم. توضیح می خواستم. بدون توضیح خوب موضوع را نمی فهمیدم. گفت جایی است و فعلا نمی تواند صحبت کند. از او خواستم در فرصت مناسب، برایم بگوید. مطلب مهمی را فهمیده بودم و برای دانستن کاملش، سر از پا نمی شناسم. آخر، من نمی خواهم ندانم. نمی خواهم سر در گریبان خودم فرو کنم. من بزرگترین لذت زندگی ام را فهمیده ام. دانستن. آگاهی. حتی اگر نابودم کند. و چه کسی می گوید نابودی وجود دارد؟ نابود نمی شویم. بودِمان، می رود جایی دیگر. خانه مان. خانه ی اصلی مان. و این سفر است. و سرباز روح الله رضوی، که چه نام زیبایی دارد، در این سفر، خوب رسالتش را انجام می دهد. خوب مأموریتش را انجام می دهد. آگاهی بخشی، درست، کامل، بدون تحریف، و دغدغه مندانه. خداوند حفظش کند برای راهش.

« دختران کشمیری زمان ازدواج علاوه بر آشپزی باید گلستان و بوستان بلد باشند. » <= قشنگ ترین جمله ای که در این روزها شنیدم. لب خند.


دوست داشتید بیشتر درباره اش بدانید اینجا را بخوانید. 

ف. ن ۰ نظر

376 + 634

بسم الله

و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و ....
که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی آورد و از سیاست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار - صلی الله علیه و آله و سلم - و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ و کلمه ی 《آخوند سیاسی》موازن با آخوند بی دین شده بود و اکنون نیز هست‌.
.....
برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا* طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله ی شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند.


وصیتنامه ی سیاسی _ الهی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه
صفحه ی 14

* نمونه ی این کار، حالا شده قرآن طلا.

ف. ن ۰ نظر

376 + 615

بسم الله

امام خمینی رحمت الله علیه:
من یک گله دارم و یک اعتراض، گله دارم از اینکه شما اگر مشکلی داشتید، مثل گذشته مراجعه می کردید و حل می کردیم، اگر می خواستید بروید، بی سروصدا می رفتید، چرا سروصدا کردید؟ اعتراض دارم به اینکه این مطالب را چرا به پای نظام نوشتید و نسبت به دولت داده اید؟...اگر نبود کار این چند سال شما، به ملت اعلام می کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده اید.

امام سپس تا هشتاد روز هیچ گونه حمایتی از موسوی نداشتند. اما در نهایت با صدور حکم سرپرستی امور جانبازان به نخست وزیر این سکوت را شکسته و فرمودند:
من همچون گذشته، شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی می دانم و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی کنم و الان نیز شما را تأیید و حمایت می کنم.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 308
ف. ن ۰ نظر

376 + 614

بسم الله

آیت الله سیدعلی خامنه ای در جواب سوال امام خمینی رحمت الله علیه برای پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه میرحسین موسوی:
با استعفا موافقت نکنید، چرا که او به دنبال قهرمان سازی از خودش است.
امام (ره) در این زمان دستش را بلند می کند و با اشاره به آقا می فرمایند این درست است.

رازهای دهه شصت| صفحه ی 306
ف. ن ۰ نظر

376 + 613

بسم الله


امام رحمت الله علیه:
زندگی مردم را دست کارمند ندهید.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 303
ف. ن ۰ نظر

376 + 611

بسم الله

امام رحمت الله علیه:
شما هی تندرو و کندرو درست نکنید. دو دستگی ایجاد نکنید. این خلاف اسلام است.

رازهای دهه شصت| صفحه ی 287
ف. ن ۰ نظر

376 + 607

بسم الله

امام خمینی رحمت الله علیه:
باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف و نفوذی در بیوت شما با چهره های صددرصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه به بار آورند و با یک علم انحرافی، نظام را به انحراف بکشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود.

رازهای دهه شصت| صفحه ی 245
ف. ن ۰ نظر

376 + 602

بسم الله

میرحسین موسوی در سراسر دوران نخست وزیری اش بارها با تذکر امام در این مورد به خود و دولتش مواجه شد. علاوه بر اظهارات صریح و عمومی حضرت امام در این مورد، آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز 6 تیر ماه 1361 اذعان می کند:
امام هم نگران دولتی شدن امور و فشار بر بخش خصوصی اند.

سخن امام در 22 بهمن 1363 نیز از روشنی کافی برخوردار است:
کشاندن امور به سوی مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملّت، بیماری مهلکی است که باید از آن احتراز شود و در این موضوع گزارش های مختلفی می رسد و هیئت دولت موظف است این امر را به طور همگانی گزارش دهد و کیفیت عمل را در اختیار عموم گذارد و این امر را جدی تلقی کند و تذکر این نکته مهم است که دخالت دادن کسانی که در امور تجارت واردند، از بازاریان محرومیت کشیده و درد اسلام و انقلاب کشیده تا متخصصان وارد و مسلمان و متعهد از امور ضروری است.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 208-209


ف. ن ۰ نظر

376 + 590

بسم الله

حمایت بازرگان از بنی صدر تا آخرین هفته های ریاست جمهوری وی، یعنی زمانی که تخلف های بنی صدر احراز شده بود، ادامه داشت. روزنامه میزان، ارگان نهضت آزادی در روز سوم خرداد 1360 از قول مهدی بازرگان چنین نوشت:
  • رئیس جمهور استعفا بدهد و برود؟ چرا برود؟ ده میلیون و نیم از مردم این مملکت که صاحبخانه اصلی هستند، به او رأی داده اند و ایشان آن آراء را امانت و مأموریتی از جانب ملت می داند. می گوید قسم خورده ام از قانون اساسی، حاکمیت و از حقوق ملت حراست نمایم.

عملکرد بازرگان در این مقطع در حدی از پشتیبانی از عوامل فتنه و در رأس آن ها بنی صدر قرار داشت که امام در ششم خرداد ماه با این شدت لحن، به وی پاسخ دادند:
  • شما به بن بست رسیدید. اشتباه می کنید. مملکت اسلام که به بن بست نمی رسد...دست بردارید از این فضولی ها. برای خدا کار کنید. برای خدا آرامش بگیرید. برای خدا دعوت به آرامش بکنید.

رازهای دهه شصت| 176-177
ف. ن ۰ نظر

376 + 580

بسم الله

امام خمینی رحمت الله علیه در پیام نوروزی سال 1359 تأکید فرمودند:
  • باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدوین علوم عالی اسلامی...تمام عقب ماندگی های ما به خاطر عدم شناخت صحیح اکثر روشنفکران دانشگاهی از جامعه اسلامی است و متأسفانه هم اکنون هم هست. اکثر ضربات مهلکی که به این اجتماع خورده است از دست اکثر همین روشنفکران دانشگاه رفته ای است که همیشه خود را بزرگ می دیدند و می بینند و تنها حرف هایی می زدند و می زنند که دوست به اصطلاح روشنفکر دیگرش بفهمد و اگر مردم هیچ نفهمند، نفهمند. زیرا دیگر چیزی که مطرح نیست مردم اند و تمام چیزی که مطرح است خود اوست. بدآموزی های دانشگاهی زمان شاه روشنفکر دانشگاهی را طوری بار می آورد که اصولا ارزشی برای خلق مستضعف قائل نبوده و متأسفانه هم اکنون هم نیست.

رازهای دهه شصت| صفحه ی 148

انگار این پیام نوروزی امام خمینی در سال 1396 است.
ف. ن ۰ نظر
سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۶ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۳۹ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۶۶ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
پیوندهای روزانه
کتاب فروشیِ خونی
تجربیات یک سال دومی
ایمان داشتن به خدا تنها کافی نیست، به خدا باید اعتماد داشت
گرسنه نیستم گارسون
خیال می کنی همه اش نمایش است؟
هر جای این نقشه که دست بگذاری، درد می کند..
بگو کجا به خنده می رسیم؟
جهنم
از اینجا شروع شد
آن مرد در باران رفت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان