معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 602

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ب.ظ
بسم الله

میرحسین موسوی در سراسر دوران نخست وزیری اش بارها با تذکر امام در این مورد به خود و دولتش مواجه شد. علاوه بر اظهارات صریح و عمومی حضرت امام در این مورد، آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز 6 تیر ماه 1361 اذعان می کند:
امام هم نگران دولتی شدن امور و فشار بر بخش خصوصی اند.

سخن امام در 22 بهمن 1363 نیز از روشنی کافی برخوردار است:
کشاندن امور به سوی مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملّت، بیماری مهلکی است که باید از آن احتراز شود و در این موضوع گزارش های مختلفی می رسد و هیئت دولت موظف است این امر را به طور همگانی گزارش دهد و کیفیت عمل را در اختیار عموم گذارد و این امر را جدی تلقی کند و تذکر این نکته مهم است که دخالت دادن کسانی که در امور تجارت واردند، از بازاریان محرومیت کشیده و درد اسلام و انقلاب کشیده تا متخصصان وارد و مسلمان و متعهد از امور ضروری است.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 208-209


ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.