376 + 639

بسم الله

نگاهی متفاوت به دیدار ایران و سوریه
ح‌سین ق‌دیانی: یوزهای خوش‌نقش ایرانی با مدد از مربی زیرک خود، اگر چه از روزها پیش، صعود ایران عزیز را به «جام جهانی» قطعی کرده بودند اما انصافا نه در دیدار با کره کم گذاشتند، نه در دیدار امشب. لحظه‌لحظه بازی با حریف چغر سوری، مؤید این مهم بود که اگر بخت و اقبال، همراهی بیشتری با تیم ملی محبوب‌مان می‌کرد، این بازی را هم می‌توانستیم ببریم و حتی به رکورد گل‌نخوردن‌مان هم ادامه دهیم اما چه جای اندوه، که هم‌چنان فوتبال ما با فاصله‌ای چشم‌گیر، صدرنشین آسیاست و ناظر بر صعود زودهنگامش به «جام جهانی» مورد توجه سلاطین جهانی مستطیل سبز. پس دگربار و در این شب فرخنده، صعود تیم ملی ایران به اصلی‌ترین رقابت فوتبالی دنیا را به همه ایرانیان، شادباش و تهنیت عرض می‌کنم. این از این و اما صرف‌نظر از وقت‌کشی بازیکنان سوریه در دقایقی از بازی که از ما جلو بودند که مع‌الاسف، گویا عادت غیر قابل ترک تیم‌های عربی است، فراموش نکنیم که در بازی امشب، سوری‌ها تا آخرین لحظه، دست از تلاش برنداشتند و هرگز حریف آسانی برای ما نبودند؛ امری که قبل و بعد بازی، مورد استناد کادر فنی تیم ملی هم بود.‌ این را نیز نباید فراموش کرد؛ به سبب چشم چپ تکفیری‌های مورد حمایت آمریکا و اسرائیل، به کشور تاریخی و ریشه‌دار سوریه که در جبهه اول مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس هم تعریف می‌شود، تیم ملی سوریه، حتی امکان این را نداشت که در بازی‌هایی که میزبان بود، مسابقه را در دمشق برگزار کند. با این همه، آنقدر جنگید تا به مرحله پلی‌آف صعود کند؛ تا بعد از چند سال، یک خنده واقعی بر لب مردم زخم‌خورده‌اش بنشاند که «زخم «آیلان» لب ساحل مدیترانه» تنها و تنها یک نمونه از آن بود. گاهی باورم هست «خدا» خودش را در عالم فوتبال، به خوبی نشان می‌دهد؛ «ایران» را از همه زودتر رهسپار «جام جهانی» می‌کند و «سوریه» را هم به مرز صعود نزدیک می‌کند. در سالیان اخیر، شاهد همراهی و همکاری دولت سوریه و شخص «بشار اسد» با دولت ایران، در امر مقدس ایستادگی علیه تروریست‌ها و البته صهیونیست‌ها بوده‌ایم؛ نیز همگامی و همدلی مردم هر ۲ کشور، تا حدی که «حاج‌قاسم» فقط مایه فخر ما ایرانی‌ها نباشد. بدیهی است سوری‌ها؛ اساسا همه مردم منطقه؛ حتی همه احرار عالم، تا چه حد «ژنرال سلیمانی» را تحسین می‌کنند.‌ جا دارد «پیروزی فوتبالی جبهه مقاومت» را استعاره از لطف خدا بدانیم که عن‌قریب،‌ تیر هیچ حرمله‌ای، لالایی هیچ عروسکی را مبدل به عزا نکند؛ ان شاء الله...

ف. ن ۰ نظر

376 + 638

بسم الله

آگهی درگذشت او که در روزنامه اطلاعات چاپ شد، بدین شرح بود:
《جهانگیر تفضلی هم رفت.
به مناسبت درگذشت او مراسمی برگزار نخواهد شد.
خاندان تفضلی...》

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش جهانگیر تفضلی
صفحه ی 99

ف. ن ۰ نظر

376 + 634

بسم الله

و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و ....
که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی آورد و از سیاست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار - صلی الله علیه و آله و سلم - و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ و کلمه ی 《آخوند سیاسی》موازن با آخوند بی دین شده بود و اکنون نیز هست‌.
.....
برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا* طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله ی شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند.


وصیتنامه ی سیاسی _ الهی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه
صفحه ی 14

* نمونه ی این کار، حالا شده قرآن طلا.

ف. ن ۰ نظر

376 + 633

بسم الله

چند ماه پس از انتصاب حسن نزیه به مدیریت شرکت ملی نفت ایران، در جریان یک تظاهرات وسیع علیه وی، یکی از کارگران انقلابی و مسلمان می گوید:
" ...نزیه باید کنار رود. چرا پول ما را داده به "حقوق بشر"...حقوق بشر که یک سازمان آمریکایی است و از حقوق بشر امپریالیستها و سرمایه داران حمایت می کند..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش حسن نزیه
صفحه ی 50
ف. ن ۰ نظر

376 + 629

بسم الله

می خواستم تحلیل بلندبالایی بنویسم، اما می دانستم هر چه بنویسم خیلی سطحی می شود. می خواستم فقط چند نکته ی ساده بنویسم، اما دیدم خیلی حقیرش میکنم. نمی نویسم. پاک کردم. فقط دلم می خواهد فکر کنم. ننوشتم. نمینویسم. من امروز و یا حتی فردا، تحلیلی برای جدیدترین اثر حامد زمانی نمینویسم. شما گوش بدهید. هر چه در سرتان آمد بیایید بهم بگویید.

آهنگ شمشیر
از حامد زمانی
شعر از پیمان طالبی

فقط یک حرف گُنده ای در دلم مانده، این بخش آهنگ خیلی محشر است. خیلی.

حال من برزخه، صبحِ یه کمی گرگ و میشم من
یه نفر پاشه، به مرتضی علی دومی شم من
ف. ن ۰ نظر

376 + 628

بسم الله

داریوش همایون که در موضع و مقام وزیر اطلاعات طی بخشنامه ای به سانسور رژیم پهلوی رسمیت کامل بخشیده، نویسندگان را مکلف به خودسانسوری کرده و عده ای از نویسندگان را به جرم عدم رعایت موازین سانسور، ممنوع القلم ساخته بود، اینک در خارج از کشور، مدافع آزادی قلم شده و جمهوری اسلامی ایران را مخالف آزادی قلم و اندیشه معرفی می کند! و می گوید:
"جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین مانع رسیدن به مردم سالاری است..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش داریوش همایون
صفحه ی 34
ف. ن ۰ نظر

376 + 621

بسم الله

توصیه می کنم گفتگوی سید مسافر در برنامه ی آرمانگرام را ببینید. من خیلی حرف ها دارم که بنویسم ولی صبر می کنم. کمی تحقیق، کمی گشتن، کمی فکر و کمی تحلیل، بعد یک یادداشت خوب باید نوشت تا شاید حق مطلب کمی ادا شود. حقِ مطلبِ کم کاری ما در دوستی با دوستانمان. در دشمنی با دشمنانمان شاید همه مان نمره ی خیلی خوبی بگیریم در سطح خُرد و کلان زندگی هایمان، ولی در دوستی ها، همیشه کم گذاشته ایم. و سیدمسافر به یک نمونه اشاره می کند و به فکر فرو می برندتان. ببینید. توصیه می کنم. و حتی خواهش.

ف. ن ۰ نظر

376 + 615

بسم الله

امام خمینی رحمت الله علیه:
من یک گله دارم و یک اعتراض، گله دارم از اینکه شما اگر مشکلی داشتید، مثل گذشته مراجعه می کردید و حل می کردیم، اگر می خواستید بروید، بی سروصدا می رفتید، چرا سروصدا کردید؟ اعتراض دارم به اینکه این مطالب را چرا به پای نظام نوشتید و نسبت به دولت داده اید؟...اگر نبود کار این چند سال شما، به ملت اعلام می کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده اید.

امام سپس تا هشتاد روز هیچ گونه حمایتی از موسوی نداشتند. اما در نهایت با صدور حکم سرپرستی امور جانبازان به نخست وزیر این سکوت را شکسته و فرمودند:
من همچون گذشته، شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی می دانم و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی کنم و الان نیز شما را تأیید و حمایت می کنم.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 308
ف. ن ۰ نظر

376 + 614

بسم الله

آیت الله سیدعلی خامنه ای در جواب سوال امام خمینی رحمت الله علیه برای پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه میرحسین موسوی:
با استعفا موافقت نکنید، چرا که او به دنبال قهرمان سازی از خودش است.
امام (ره) در این زمان دستش را بلند می کند و با اشاره به آقا می فرمایند این درست است.

رازهای دهه شصت| صفحه ی 306
ف. ن ۰ نظر

376 + 613

بسم الله


امام رحمت الله علیه:
زندگی مردم را دست کارمند ندهید.


رازهای دهه شصت| صفحه ی 303
ف. ن ۰ نظر
سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۶ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۳۹ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۶۶ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
پیوندهای روزانه
کتاب فروشیِ خونی
تجربیات یک سال دومی
ایمان داشتن به خدا تنها کافی نیست، به خدا باید اعتماد داشت
گرسنه نیستم گارسون
خیال می کنی همه اش نمایش است؟
هر جای این نقشه که دست بگذاری، درد می کند..
بگو کجا به خنده می رسیم؟
جهنم
از اینجا شروع شد
آن مرد در باران رفت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان