معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 621

جمعه, ۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۵۰ ب.ظ
بسم الله

توصیه می کنم گفتگوی سید مسافر در برنامه ی آرمانگرام را ببینید. من خیلی حرف ها دارم که بنویسم ولی صبر می کنم. کمی تحقیق، کمی گشتن، کمی فکر و کمی تحلیل، بعد یک یادداشت خوب باید نوشت تا شاید حق مطلب کمی ادا شود. حقِ مطلبِ کم کاری ما در دوستی با دوستانمان. در دشمنی با دشمنانمان شاید همه مان نمره ی خیلی خوبی بگیریم در سطح خُرد و کلان زندگی هایمان، ولی در دوستی ها، همیشه کم گذاشته ایم. و سیدمسافر به یک نمونه اشاره می کند و به فکر فرو می برندتان. ببینید. توصیه می کنم. و حتی خواهش.

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.