معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 629

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ
بسم الله

می خواستم تحلیل بلندبالایی بنویسم، اما می دانستم هر چه بنویسم خیلی سطحی می شود. می خواستم فقط چند نکته ی ساده بنویسم، اما دیدم خیلی حقیرش میکنم. نمی نویسم. پاک کردم. فقط دلم می خواهد فکر کنم. ننوشتم. نمینویسم. من امروز و یا حتی فردا، تحلیلی برای جدیدترین اثر حامد زمانی نمینویسم. شما گوش بدهید. هر چه در سرتان آمد بیایید بهم بگویید.

آهنگ شمشیر
از حامد زمانی
شعر از پیمان طالبی

فقط یک حرف گُنده ای در دلم مانده، این بخش آهنگ خیلی محشر است. خیلی.

حال من برزخه، صبحِ یه کمی گرگ و میشم من
یه نفر پاشه، به مرتضی علی دومی شم من

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.