معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 652

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ب.ظ
بسم الله

به خواهرم می گفتم همه ی زندگی ام این روزها شده نوش جان کردن استرس. استرس برای نتایج کنکور سراسری، استرس برای بازی فوتبال پرسپولیس و الاهلی. امید دارم که آخر قصه ی کنکور هم مثل بازی فوتبال، پر از جیغ و شادی باشد برای همه مان. همه ی کنکور داده هایِ منتظرِ مضطرب این روزها.

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.