376 + 655

بسم الله

عروسی مبارک،
ایشالا به پای هم پودر شین!


بخوانید. حتما کتاب تاریخ مستطاب آمریکا را بخوانید. و حتما ببینید. کاریکاتورهایی که در این کتاب است. بی نظیر است.
ف. ن ۰ نظر

376 + 644

بسم الله

سوال مهمی که حین شستن ظرفها برایم پیش آمد این بود که:
آیا نماز مسلمان های ساکن قاره ی آمریکا، قبول می شود؟ یکی از ملاک های قبولی، غصبی نبودن جای نمازگزار است. خب، تمام قاره ی آمریکا که غصبی ست. خیلی غصبی ست. نه، خیلی غصبی نه. با مطالبی که از کتاب تاریخ مستطاب آمریکا خواندم، به نظرم باید بگویم؛ زمین آمریکا، خیلی خیلی خیلی غصبی ست.
ف. ن ۰ نظر

376 + 638

بسم الله

آگهی درگذشت او که در روزنامه اطلاعات چاپ شد، بدین شرح بود:
《جهانگیر تفضلی هم رفت.
به مناسبت درگذشت او مراسمی برگزار نخواهد شد.
خاندان تفضلی...》

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش جهانگیر تفضلی
صفحه ی 99

ف. ن ۰ نظر

376 + 636

بسم الله

من کتاب هایی را که می خوانم در بخش کتابخانه ی وبلاگ می نویسم. توضیح نمی دهم. خلاصه نمی گذارم. حتی هر بار که کتاب جدیدی اضافه می کنم نمی نویسم به روز رسانی شده. بعضی کتاب ها را شاید در وبلاگ فیش برداری کنم. آن هم فقط بخاطر اینکه مرور تاریخ است و از تاریخ باید نکته ها برداشت. اما می خواهم در این پست یک کتاب را ویژه معرفی کنم. تاریخ مستطاب آمریکا. یک کتاب تاریخی است؟ بله حتما. خود نوشته است؟ خیر، منابعش از ما نیست. یا به قول نویسنده اش نگاهش، ربطی به نگاه ایرانی ها از آمریکا ندارد. نگاه خودشان است و منابع هم از خودشان. نثر و سبکش جدی و حوصله سر بر است؟ خیر، اصلا. به طنز است. با کاریکاتور. با حرفهایی خنده دار و تصاویری خنده دارتر. در 15 دقیقه واقعا می توانید 50 صفحه اش را بخوانید. اما قول نمی دهم حین خواندنش مغزتان سوت نکشد. در تنهایی بخوانید تا سوتش خانواده تان را بیدار نکند در این عصر گرم شهریور.

تاریخ مستطاب آمریکا
دکتر محمدصادق کوشکی
کاریکاتوریست: مازیار بیژنی

ف. ن ۰ نظر

376 + 633

بسم الله

چند ماه پس از انتصاب حسن نزیه به مدیریت شرکت ملی نفت ایران، در جریان یک تظاهرات وسیع علیه وی، یکی از کارگران انقلابی و مسلمان می گوید:
" ...نزیه باید کنار رود. چرا پول ما را داده به "حقوق بشر"...حقوق بشر که یک سازمان آمریکایی است و از حقوق بشر امپریالیستها و سرمایه داران حمایت می کند..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش حسن نزیه
صفحه ی 50
ف. ن ۰ نظر

376 + 628

بسم الله

داریوش همایون که در موضع و مقام وزیر اطلاعات طی بخشنامه ای به سانسور رژیم پهلوی رسمیت کامل بخشیده، نویسندگان را مکلف به خودسانسوری کرده و عده ای از نویسندگان را به جرم عدم رعایت موازین سانسور، ممنوع القلم ساخته بود، اینک در خارج از کشور، مدافع آزادی قلم شده و جمهوری اسلامی ایران را مخالف آزادی قلم و اندیشه معرفی می کند! و می گوید:
"جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین مانع رسیدن به مردم سالاری است..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش داریوش همایون
صفحه ی 34
ف. ن ۰ نظر

376 + 619

بسم الله

ساعت پنج و نیم تا هفت عصر، در کتابخانه ی شهر بغل دستمان، مشغول تولید پست برای کانال از نزدیک به پانزده کتاب بودم. باید تعطیلی کتابخانه شهر را جبران می کردم. آشنایی با کتاب ها از این راه، برای خودِ من، اتفاقی ست بس هیجان انگیز. می بینم و دلم می خواهد همه شان را بخوانم. فکر میکنم بیشترین کسی که به کتاب خواندن ترغیب شد، خودم بودم. لب خند
ف. ن ۰ نظر

376 + 618

بسم الله

روز دوم کاریِ کانال، دستم به لیوان چای شیرین خورد و روی موس کامپیوتر ریخت. نمی دانم باید فاتحه ی موس را بخوانم یا درست می شود. حالا که خراب شده و نمی توانم با کامپیوتر کار کنم. روز دوم کاریِ کانال، کتابخانه شهر بسته بود و نشد بروم برای کانال محتوا تولید کنم. اما ما تازه راه افتاده ایم. و قرار نیست بنشینیم. به امید جهاندارِ عزیزمان. به امید لطفش. کانال چهار حرفیِ ۵ هزار ساله، به امید خدا و حمایت دوستان، هیچ وقت خسته نمی شود.
ف. ن ۰ نظر

376 + 616

بسم الله

برای کتابخوانی خیلی کارها می شود کرد. به سهم خودم غیر از خواندن، باید کار دیگری هم انجام دهم. کانال تلگرامی راه انداخته ام برای معرفی همه کتاب های موجود در کتابخانه های جمهوری اسلامی ایران. شروع کرده ایم، ان شاء الله روزی تمام کتاب ها در این کانال گنجانده شوند. برای معرفی و ترغیب خواندن.


ف. ن ۰ نظر
سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۶ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۳۹ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۶۶ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
پیوندهای روزانه
کتاب فروشیِ خونی
تجربیات یک سال دومی
ایمان داشتن به خدا تنها کافی نیست، به خدا باید اعتماد داشت
گرسنه نیستم گارسون
خیال می کنی همه اش نمایش است؟
هر جای این نقشه که دست بگذاری، درد می کند..
بگو کجا به خنده می رسیم؟
جهنم
از اینجا شروع شد
آن مرد در باران رفت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان