معـ ـبر

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 644

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ
بسم الله

سوال مهمی که حین شستن ظرفها برایم پیش آمد این بود که:
آیا نماز مسلمان های ساکن قاره ی آمریکا، قبول می شود؟ یکی از ملاک های قبولی، غصبی نبودن جای نمازگزار است. خب، تمام قاره ی آمریکا که غصبی ست. خیلی غصبی ست. نه، خیلی غصبی نه. با مطالبی که از کتاب تاریخ مستطاب آمریکا خواندم، به نظرم باید بگویم؛ زمین آمریکا، خیلی خیلی خیلی غصبی ست.

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.