376 + 682

بسم الله

عربستان سعودی دارد کاری می کند که همه ی آن هایی که برای تحقیر لفظ ملخ خوار را استفاده می کردند، به او ایمان بیاورند. و امان از بی بصیرتی ما مردم که به تلنگری بندیم برای لغزیدن. حالا موج جدیدی شروع می شود از کوبیدن قوانین آزادمنشانه ی سیستم عربستان بر سر نظام ایران. و سیستم عربستان روز به روز من را از خودش ناامیدتر و به سرانجام وعده داده شده ی خداوند، امیدوارتر می کند. وعده ی خدا حق است. و سیستم عربستان برگشت پذیر نیست. و حکومت عربستان، لایق امانت داری نیست. و عربستان، شکست خواهد خورد.
توکلت علی الله

ف. ن

376 + 668

بسم الله

سالهاست امام حسین علیه السلام را اشتباه به ما معرفی کردند. حسین ابن علی، در ده روز این همه داغ ندید. همه در یک روز بود. یک روز. یک روز. یک روز. داغ ترش کنم؟ در چند ساعت بود. در چند ساعت. در چند ساعت. آه از دلِ حسین. اما، این پایان قصه نیست. کسی آن طرف تر هنوز مانده که بیشتر بسوزد. آه از دل سیده زینب. آه عجیب ترین خواهر دنیا.
ف. ن ۰ نظر

376 + 662

بسم الله

در وقت عزای امام حسین علیه السلام، سکوت را برتر می دانم. سکوتی که گاهی سراغ من نیز می آید. با بُهت. با نمی دانم چه بگویمی در گلویم. در برابر این پرفروش ترین داستان خونین جهان، ساکت می مانم. با بُهت. با نمی دانم چه کنمی در گلویم.
ف. ن ۰ نظر

376 + 655

بسم الله

عروسی مبارک،
ایشالا به پای هم پودر شین!


بخوانید. حتما کتاب تاریخ مستطاب آمریکا را بخوانید. و حتما ببینید. کاریکاتورهایی که در این کتاب است. بی نظیر است.
ف. ن ۰ نظر

376 + 644

بسم الله

سوال مهمی که حین شستن ظرفها برایم پیش آمد این بود که:
آیا نماز مسلمان های ساکن قاره ی آمریکا، قبول می شود؟ یکی از ملاک های قبولی، غصبی نبودن جای نمازگزار است. خب، تمام قاره ی آمریکا که غصبی ست. خیلی غصبی ست. نه، خیلی غصبی نه. با مطالبی که از کتاب تاریخ مستطاب آمریکا خواندم، به نظرم باید بگویم؛ زمین آمریکا، خیلی خیلی خیلی غصبی ست.
ف. ن ۰ نظر

376 + 638

بسم الله

آگهی درگذشت او که در روزنامه اطلاعات چاپ شد، بدین شرح بود:
《جهانگیر تفضلی هم رفت.
به مناسبت درگذشت او مراسمی برگزار نخواهد شد.
خاندان تفضلی...》

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش جهانگیر تفضلی
صفحه ی 99

ف. ن ۰ نظر

376 + 636

بسم الله

من کتاب هایی را که می خوانم در بخش کتابخانه ی وبلاگ می نویسم. توضیح نمی دهم. خلاصه نمی گذارم. حتی هر بار که کتاب جدیدی اضافه می کنم نمی نویسم به روز رسانی شده. بعضی کتاب ها را شاید در وبلاگ فیش برداری کنم. آن هم فقط بخاطر اینکه مرور تاریخ است و از تاریخ باید نکته ها برداشت. اما می خواهم در این پست یک کتاب را ویژه معرفی کنم. تاریخ مستطاب آمریکا. یک کتاب تاریخی است؟ بله حتما. خود نوشته است؟ خیر، منابعش از ما نیست. یا به قول نویسنده اش نگاهش، ربطی به نگاه ایرانی ها از آمریکا ندارد. نگاه خودشان است و منابع هم از خودشان. نثر و سبکش جدی و حوصله سر بر است؟ خیر، اصلا. به طنز است. با کاریکاتور. با حرفهایی خنده دار و تصاویری خنده دارتر. در 15 دقیقه واقعا می توانید 50 صفحه اش را بخوانید. اما قول نمی دهم حین خواندنش مغزتان سوت نکشد. در تنهایی بخوانید تا سوتش خانواده تان را بیدار نکند در این عصر گرم شهریور.

تاریخ مستطاب آمریکا
دکتر محمدصادق کوشکی
کاریکاتوریست: مازیار بیژنی

ف. ن ۰ نظر

376 + 633

بسم الله

چند ماه پس از انتصاب حسن نزیه به مدیریت شرکت ملی نفت ایران، در جریان یک تظاهرات وسیع علیه وی، یکی از کارگران انقلابی و مسلمان می گوید:
" ...نزیه باید کنار رود. چرا پول ما را داده به "حقوق بشر"...حقوق بشر که یک سازمان آمریکایی است و از حقوق بشر امپریالیستها و سرمایه داران حمایت می کند..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش حسن نزیه
صفحه ی 50
ف. ن ۰ نظر

376 + 631

بسم الله

من اگر به جبهه نرفته بودم، دیگر سرم رو بلند نمی کردم و دیگر چیزی نمینوشتم. چون فکر می کردم اگر یک روشن فکر در یک لحظه ی تاریخی، در مرکز خطر قرار نگیره این هیچی نیست. این دیگه حق نداره حرف بزنه. حق نداره اظهار نظر بکنه. تو نبودی اونجا، و چی میگی؟


حرف های نادر خان ابراهیمی
در مستند بار دیگر مردی که دوست می داشتیم
ف. ن ۰ نظر

376 + 628

بسم الله

داریوش همایون که در موضع و مقام وزیر اطلاعات طی بخشنامه ای به سانسور رژیم پهلوی رسمیت کامل بخشیده، نویسندگان را مکلف به خودسانسوری کرده و عده ای از نویسندگان را به جرم عدم رعایت موازین سانسور، ممنوع القلم ساخته بود، اینک در خارج از کشور، مدافع آزادی قلم شده و جمهوری اسلامی ایران را مخالف آزادی قلم و اندیشه معرفی می کند! و می گوید:
"جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین مانع رسیدن به مردم سالاری است..."

نیمه پنهان
سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست
جلد اول
بخش داریوش همایون
صفحه ی 34
ف. ن ۰ نظر
سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۶ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۳۹ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۶۶ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
پیوندهای روزانه
کتاب فروشیِ خونی
تجربیات یک سال دومی
ایمان داشتن به خدا تنها کافی نیست، به خدا باید اعتماد داشت
گرسنه نیستم گارسون
خیال می کنی همه اش نمایش است؟
هر جای این نقشه که دست بگذاری، درد می کند..
بگو کجا به خنده می رسیم؟
جهنم
از اینجا شروع شد
آن مرد در باران رفت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان