معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 697

چهارشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۴۶ ب.ظ
بسم الله

معنا، مهم ترین تکلیف ماست روی زمین. معنا بخشیدن کار ماست‌. بار روی دوش ماست. سنگین است ولی باید حملش کنیم. نکنیم چه کنیم؟ اصلا مگر میشود بدون معنا زندگی کرد؟ اصلا تا چقدر میتوانی برای قطره هایِ باران بی معنا پشت پنجره بایستی؟ یک روز بالاخره دلت را میزند. معنا میخواهی. یک دلتنگی برای بارانی که ببارد و تو برای یاری و یادی زیر قطره هایش راه بروی. معنا نمک است‌. غذا بدون نمک چقدر نچسب است؟ همانقدر و بیشتر از آن، زندگی بی معنا نچسب و حال به هم زن است. به اندازه ی غذای بدون نمکِ خودم پز، معنا ندارم و حال به هم زنم. چقدر تکلیفم را بد انجام داده ام. معنا، درس گُنده ی زندگی که با ۹/۷۵ نتوانستم این ترم پاسش کنم. آیا زمانی دارم تا ترم بعد بردارمش؟
۹۶/۱۱/۱۱
ف. ن

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.