معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 783

جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ب.ظ
بسم الله

بعضی‌ آدم‌ها را وقتی می‌بینی به یاد آهنگ‌هایی می‌افتی. مثلا ممکن است وقتی نوشته‌های یک بلاگر را که می‌خوانی به یاد شهرام شب‌پره بیفتی و یکی دیگر به یاد یاس و یکی دیگر به یاد محسن چاوشی و یکی دیگر به یاد حامد زمانی و یکی دیگر به یاد انریکه و یکی دیگر به یاد علیرضا قربانی و یکی دیگر به یاد جنیفر لوپز و ...
تا به حال به خودم فکر نکرده‌ام. راستش تا به حال به هیچ‌کس فکر نکرده‌ام. فقط امشب یکهو در وبلاگ آقای رایمون فهمیدم کامل و نوشته‌هایش شبیه آهنگ‌های مهدی یراحی هستند. آن موسیقی و فضایش. آن شعر و قصه‌اش. به خودش هنوز نگفته‌ام البته :)
حالا به نظرتان من شبیه کدامم؟

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.