معـ ـبر

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 715

سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۰ ق.ظ
بسم الله

رسانه ها باید به ملت خدمت کنند و نه دولت.
فیلم the post

هر روز که می گذرد خوشحال تر می شوم برای انتخابم. برای تصمیمم. برای این نعمتی که قرار است در اختیارم باشد‌. نوشتن. نوشتن و رسانه شدن. با همه ی توان، حق خواهی. the post فیلمی برای خودش بود و کشور خودش و قانون خودش و روزگار خودش. اما the post بزرگ می شود در نگاهم. تمام مغزم را مال خودش می کند و به خودم می گویم؛ رسانه ها باید به ملت خدمت کنند و نه دولت.
  • ۹۷/۰۱/۲۱
  • ف. ن

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.