376 + 643

بسم الله

یکی از دوستام گفت:
ما دانشجوی حقوق هستیم،
و چرا ما نباید علیه این اقدام کاری کنیم؟
این فاجعه باره.

روایت لوئیس روبرتو زامورا، اهل کشور کاستاریکا

این روایت، مربوط به قصه ی اوست. جوانی 22 ساله که جلوی جنگ کشور کاستاریکا با عراق را گرفت. حرفهایش را حتما بشنوید. با دانلود قسمت اول برنامه ی هم قصه. یک کار خوب. یک کار خیلی خوبِ دیگر از آقای سرباز روح الله رضوی و همکارانش.
لینک قسمت اول برنامه ی هم قصه

* وقتی این قصه را شنیدم و دیدم، به یاد حرف آیت الله سیدعلی خامنه ای، رهبرم، افتادم که گفته بود قوه قضائیه باید قضیه ی میانمار را به طور حقوقی پیگیری کند تا نتیجه بخش باشد.
ف. ن

نظرات  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۳۹ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۶۶ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
پیوندهای روزانه
کتاب فروشیِ خونی
تجربیات یک سال دومی
ایمان داشتن به خدا تنها کافی نیست، به خدا باید اعتماد داشت
گرسنه نیستم گارسون
خیال می کنی همه اش نمایش است؟
هر جای این نقشه که دست بگذاری، درد می کند..
بگو کجا به خنده می رسیم؟
جهنم
از اینجا شروع شد
آن مرد در باران رفت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان