معـ ـبر

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 622

جمعه, ۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۱۹ ب.ظ
بسم الله

او (شجاع الدین شفا معاون فرهنگی وزیر دربار شاهنشاهی رژیم) در پاسخ به ادعای استقلال (منوچهر) گنجی و گروهش از سازمان سیا و گرفتن کمک بی قید و شرط از اینگونه نهادهای جاسوسی و اطلاعاتی می افزاید:
«...خیر، آقای عزیز! کمک مالی هیچ سازمان اطلاعاتی بیگانه هیچوقت و در هیچ صورتی تحت هیچ شرایطی کمک بی قید و شرط نیست و اصولاً کمک هم نیست. پرداخت مزد معینی در برابر انجام کار معینی است که به دریافت کننده آن "کمک گیرنده" نمی گویند، بلکه "مزدور" می گویند...»


نیمه پنهان / سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست/ جلد دوم | صفحه ی 30


ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.