معـ ـبر

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 604

پنجشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴ ب.ظ
بسم الله


ممنون که تشریف آوردین
با تمام مشکلاتی که شهرمون داره
فکر می کنم منصفانه باشه که بپرسین
چرا باید هزینه و زمان رو صرف
بزرگداشت کسی بکنیم
چرا باید دستور ساخت یک مجسمه رو بدیم
و برای نشون دادنش به مردم یه مراسم ترتیب بدیم
مطمئناً میتونستیم
اون منابع رو به اهداف بهتری اختصاص بدیم
ولی من به شخصه، فکر می کنم هیچ هدفی بهتر از
یادآوریِ این موضوع
که وقتی با هم متحد باشیم
چه کاری از دستمون برمیاد، نیست
یادآوریِ افرادی که برای محافظت
از خونه مون نهایتِ فداکاری رو انجام دادن
و یادآوریِ این موضوع که مادامی که
روحشون رو در قلب هامون نگه داریم
همیشه روزهای بهتری در پیش خواهد بود
و همونجوری که اون ما رو به خاطر داره
بیایین ما هم همیشه اونو به خاطر داشته باشیم
خانم ها و آقایون
لورل لنس
قناری سیاه


سخنرانی الیور کوئین در مراسم بزرگداشت یکی از قهرمان های شهرشان
سریال Arrow


ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.