معـ ـبر

#جهان_وطن

معـ ـبر

#جهان_وطن

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 597

سه شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۵۳ ب.ظ
بسم الله

دکتر موسی زرگر، نماینده وقت مجلس با تکیه بر دانش پزشکی خود پودر شدن تمام اجزای بدن و به خصوص اجزایی مثل جمجمه در چنین انفجاری را محال دانسته بود. همه قرائن از وجود همدستانی برای کشمیری در نخست وزیری حکایت داشت که حتی پس از انفجار می توانند جنازه سازی کنند.
جالب این که افرادی تلاش داشتند تا پیکر سوخته شهید رجایی را جسد کشمیری معرفی کنند. در روزهای بعد و در حالی که همسر کشمیری همراه وی مخفی شده بود، زنی به عنوان همسر کشمیری در مجلس یاد بود شهدای هشتم شهریور در مدرسه عالی شهید مطهری مشغول ظاهرسازی بود و منزل کشمیری نیز با هزینه بیت المال محل برگزاری بزرگداشت او شده بود!

رازهای دهه شصت| صفحه ی 196

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.