معـ ـبر

سوگند به مَعبر،
که زمین است. و منِ انسان، مأمور عبور از خطرهای آن.

و سوگند به پنجره یِ چوبـی،
آن هنگام که به سویِ خنده هایِ کودکانه باز می شود.


فصل اولِ زندگیِ من روی زمین، تمام شد.
فصلِ اول، بیست و نه ژوئن بود.
فصلِ اول، شناختنِ آغاز بود.

حالا، فصل دوم شروع شده است.
فصلِ دوم، طیِ مسیر است. مسیری به سمتِ خطر، برای گذشتن از خطر. مسیری به سمتِ باز کردنِ معبر، برای عبور از معبر. مسیری به سمتِ پنجره یِ چوبی که باز می شود به سویِ و برایِ دیدن خنده های کودکانه. برای لمسِ آرامش، و امنیت. و امنیت. و امنیت.
اما،
برای آن، باید تلاش کرد.
فصلِ دوم، تلاش است.

376 + 561

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۵ ب.ظ
بسم الله

دوست دارم نام آهنگ Tenderness از Peter Kater را آهنگ آفرینش بگذارم. وقتی فهمیدم این نام بهترین انتخاب است که روی پله ی جلوی خانه، دراز کشیده بودم و به آسمان نگاه می کردم. ابرهای سیاهی که سفیدها را به دوردست ها پرت می کردند. نمی دانم به آسمان کدام سرزمین. شاخه های پر برگ درخت ها که تکان می خوردند. انگشت هایم که روی پیانویِ پنبه ای ابرها، می نواخت. وقتی فهمیدم این نام بهترین انتخاب است که روی پله ی جلوی خانه، دراز کشیده و خودم را به دست باد سپرده بودم و فکر می کردم چقدر خوشحالم  که می توانم جهان را ببینم و لمس کنم.
  • ۹۶/۰۵/۰۴
  • ف. ن

لا به لای زندگی

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.